زیبا بودن و زیبا ماندن


| محمد پرویزی

میان زیبا بودن و زیبا ماندن فرق بسیار است. چه بسا چهره هایی که زیبا یند اما نمی توانند زیبا بمانند. زیبا بودن به لحظه مرتبط است، مثل عکسی از خود. شبیه ظاهر شدن تشریفاتی در یک میهمانی رسمی، مواظب تمام حرکات خود بودن . در اینجا به حرکات خویش آگاهیم، دوست داریم از زاویه مطمئنی دیده شویم. اما زیبا ماندن به استمرار زیبایی متکی است. به تداوم لحظه ها باز می گردد، به جوهره زندگی درحال گذر وفادار است. برای زیبا ماندن باید حرکت کرد. نادر است زیبایی، که در حرکت فرو نریزد. زیبا بودن آدم را از حرکت وا می دارد. باید ایستاد تا درست دیده شد. زیبایی اگر بخواهد در حرکت فرو نریزد می بایست ، بجز دست و صورت به تمام جزئیات و سکنات سرایت کند. چه لب ها وقتی به سخن در می آیند، فرو می ر یزند و چه بسا چشما ها که می نگرند، نمی بینند. و چه بسا دستی که تا اشاره می کند راه گم می کند. زیبا بودن کار ساده ای است و گاه بیرون از ما اتفاق می افتد در زمان جا می ماند. اما زیبا ماندن با ماست، از درون آغاز می شود و به دست صورت و به تمام رفتار ما راه می یابد . زیبا بودن اما بر پوسته می نشیند، سخت می تواند به درون راه یابد.و دست آخر زیبا بودن برای نگریستن آدمها به ماست درحضور ما، زیبا ماندن نگریستن آدمها به ما در حضور و درغیاب ماست … ارزش زیبایی در زیبا ماندن است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *