از طبیعت زدایی تا “طبیعی” زیستی: هنر و انترپسین


| پاملا کریمی

در دهه شصت میلادی تحولات عمده ا ی در زمینه درک اثرات ناشی از دخل و تصرف انسان در طبیعت صورت گرفت. در “بهار خاموش” (۱۹۶۲) —کتاب پرآوازه زیست شناس آمریکایی، ریچل کارسون—برای اولین بارنتایج سوء استفاده و دستکاری انسان در محیط زیست از جمله تاثیر سم ددت بر حیات وحش به چالش گرفته شد. این نگرش با اینکه در زمان خود بی سابقه بود، پایه گذار مکتب مطالعاتی خاصی شد که امروزه یکی از مهمترین موضوعا ت پژوهش محيط زیست—هم در عرصه علم و هم در امور جامعه شناختی—تلقی میشود. به طورمثال در اواخر دهه شصت میلادی تعداد زیادی از طراحان و معماران در پی ایجاد راه حلهایی برای جدایی انسان از طبیعت و یا جستجوی راهکارهایی صلحجویانه تر در باب دخل و تصرف انسان در طبیعت شدند. از این پس طراحی پایدار تبدیل به یکی از مهمترین موضوعات مطالعا تی در زمینه طراحی–از مقیاس کوچک گرفته تا ابعاد کلان شهری– شد. به طور مثال کتاب یان مک هرگ با عنوان طراحی با طبیعت (۱۹۶۹) شهرسازان را تشویق به گسترش شهرهای امریکا بر اساس الگوهای پایدار کرد. بدین ترتیب بسیاری از شهرسازان و معماران به مطالعه الگوهای پایدار موفق در معماری سنتى و تاریخی روی آوردند. برخی دیگر از طراحان سعی بر استفاده از تکنولوژیهای جدیدی کردند که مصرف ذخایر طبییعی را به حداقل میرساند. در حول و حوش این تحولات دو جنبش هنری به نامهای هنر خاکی و هنر زمینی پا به عرصه وجود گذاشتند. به جای اینکه کارهای خود را در موزه ها و گالریها به نمایش بگذارند، هنرمندان این دو جنبش آثارخودرا در طبیعت و درمناطق دوردست به نمایش گذاشتند. به سبب دوراز دسترس بودن مکان این کارهای هنری کمتر کسی به دیدن آنها میرفت. ضمنا چون اکثر این کارها جنبه موقتی داشتند امروزه دیگر اثری از آنها نیست. به همین دلیل ما فقط از طریق عکس و به خصوص از طریق عکسهای هوایی بیشتر این آثار را میشناسیم. از میان این آثار میتوان به ضربدر عظیم دنیس اپنهایم (۱۹۶۹) در یک مزرعه بزرگ در هلند یا به فرم حلزونی معروف رابرت اسمیتسون در دریاچه نمک یوتای امریکا(۱۹۶۹) اشاره کرد.

در این میان هنرمندانی هم ظهور کردند که به جای خلق آثار فوتوژنیک یا خوش-عکس به ایجاد کارهای تا ثیر گذارتر برای طبیعت و جامعه روی آوردند. آثار زوج هنرمند و فعال اجتماعى معروف آمریکایی هلن و نوتون هریسون در این محدوده میگنجند. کارهای این دوهنرمند دخل و تصرف شرکتهای تجاری یا سیستمهای سرمایه داری در طبیعت را به گونه ای طعنه آمیز به چالش میکشید. به طور مثال در مجموعه “ساخت خاک” دو هنرمند در طول چهار ماه مشغول به ساخت خاک طبیعی شدند و بعد از اتمام کار درطول یک سری حرکات نمایشی خاک طبیعی دستساخته خود را در حضور بینندگان مزه مزه می کردند. بدین سان این دو هنرمند موضوع آلودگی صنعتی و دستکاری ژنتیکی خاک و محصولات کشاورزی را به طورغیرمستقیم به مسائل اقتصادی-سیاسی و اجتماعى ربط میدادند. در دهه های بعدی هنرمندان زیادی به این کارهای مرتبط باطبیعت اما با حال و هوای سیاسی-اجتماعی پرداختند. اینان رفته رفته ثابت کردند که اگر در دهه شصت میلادی استفاده از سم ددت برای گروه خاصی از حیات وحش بد بود، در دهه های آتی دخل و تصرف های وسیع تر و از نوع ژنتیکی در مزارع –که بی شک سود اقتصادی عظیمی برای سرمایه داران به بار میاورند– برای انسانها هم مضر و مرگبار شدند.

در سال ۲۰۰۰ میلادی پول کوتزن و اوجین ایستورمر به دخل و تصور بی حد و مرزانسان مدرن و پسا انقلاب-صنعتی در طبیعت لقب انترپسین را دادند. انترپسین واژه ای است با معنی چند جانبه که نه تنها تغیرات مهم و غیر قابل جبران در طبیعت را در برمیگیرد، بلکه اشاره هايى هم به سیاستهای دخل و تصرف درطبیعت دارد. سیاست گذاریهای کاپیتالیستی که برای سود کلان سرمایه داران منابع طبیعی را دستکاری میکند یا اینکه به خاطر استفاده بی رویه از نفت خام مناطق نفتی جهان را تحت استعمار اجتماعى-اقتصادی قرار میدهند از جمله معانی پنهان در واژه انترپسین هستند. بدین سان انترپسین کلمه ایی است که معنی آن جنبه های مهمی از زندگی بشر را در بر میگیرد. پس بی دلیل نیست که بسیاری ازهنرمندان معاصر در آثار خود به موضوع انترپسین پرداخته اند. به طورمثال هنرمند آرژانتینی ، توماس سراسینو، در اکثر کارهایش به موضوع انترپسین محوریت میدهد. ازجمله باید به موزه بادکنکی او اشاره کرد که از به هم متصل کردن هزاران کیسه پلاستیک باز یافته ساخته شده. سراسینو مردم را دعوت مکند که با گرم کردن گوشه های کیسه پلاستیکهای مصرف شده آنها را به هم بچسبانند و بدان سان فضایی جمعی به وجود آورند که بتوانند وارد ان شوندو به بحث و گفتگو (شاید در باب طبیعت؟) بپردازند. این فضای کیسه ای بزرگ سپس در هوا رها میشود تا اینکه بالاخره به مکانهای دیگر و مردمان دیگری برسد و آنها نیز به نوبه

خود در ترمیم، ساخت و استفاده از این موزه کیسه-پلاستیکی بادکنکی سهیم خواهند شد. و داستان بدین ترتیب ادامه پیدا خواهد کرد تا اینکه بالاخره “انترپسین بد” به “انترپسین خوب” مبدل شود.

این گونه کارها ی هنری میتوانند تاثیر عمده ای بر جاهایی از کره زمین داشته باشند که تصرف انسان در محیط طبیعی آنهابه مراتب خطرناکتر از سایر مناطق جهان است. خاور میانه به علت ذخایرنفتی زیاد و کمبود منابع آب از عمده این مناطق به شمار میرود.

در طول تاریخ، طبیعت (از گل و گیاه گرفته تا آب و باد و خاک و آتش) جایگاه والایی در شعر و ادبیات و معماری و هنرهای تجسمی خاور میانه داشته است. به طور مثال معماران ایرانی بناهای خود را مطابق شرایط طبیعی منطقه میساختند. در جاهای سرد و مرطوب ، مثل سواحل دریای خزر، خانه ها با سقفهای شیروانی و ارتفاع زیاد از زمین ساخته میشدند . در نواحی گرم و خشک و کویری مثل کویر لوت یخ انبارهای خشتی و گنبدی شکل یخ کوهستان را در طول سال سرد نگاه میداشتند و بدان ترتیب هوا ی خنک از طریق بادگیرها و بدون هیچگونه اتلاف انرژی وارد اتاقها میشد. به علاوه اکثر خانه ها ی سنتی مواد خوراکی مورد نیاز را در حیاتهای مرکزی و نارنجستانهای خود تولید میکردند. ولی با واردشدن مصالح ساختمانی مدرن و غربی این روشهای پایدارساخت و ساز کم کم از میان برچیده شد و جای خود را به فرهنگ مصرفی داد. کولر جایگزین بادگیر شد و یخ انبارهای طبیعی جای خود را به یخچالهای الکتریکی وارداتی دادند.

بر خلاف هنرمندان سنتی که کارهای پایدار و موزون با طبیعت خلق میکردند، هنرمندان مدرن ایران کمتر به مسائل مربوط به طبیعت می پرداختند. فقط تعداد انگشت شماری از آنها مثل مارکوگریگوریان از هنر زمینی غرب تاثیر گرفتند. تعداد دیگری هم بودند که تنها به بازنمایی صرف گل گیاه و حیوانات بسنده می کردند. با این وجود تعداد قابل توجهی از هنرمندان جوان معاصر در کارهای هنری خود به پدیده حفظ و بازیافت منابع طبیعی پرداخته اند. نمونه قابل توجه چیدمان محیطی اخیر هومن مهدی زاده جعفری است. چند ماه پیش او طراحی و مدیریت هنری یکی از بزرگترین پروژه های اینستالیشن یا چیدمان هنر ایران را برعهده گرفت. تحت عنوان “هوادار کوچک” این پروژه حاصل تلاش گروه فرهنگی هنری “کلاس پرنده” به مدیریت “رضا بهرامی نژاد” فیلم سازسینمای ایران بود. برای خلق این چیدمان، یک گروه داوطلب متشکل از پنجاه نفر، پنج هزار و دویست ماشین اسباب بازی را که از شش شهر آلوده ایران جمع آوری شده بودند، به شکلی کنار هم قرار دادند تا تصویری از کوه دماوند به ابعاد ۹ در ۲۰ متر را بر روی سکوی غربی برج میلادایجاد کنند. در این اثر، ماشین های اسباب بازی در قالبی کودکانه به آلودگی کشنده ی هوای تهران اشاره می کنند–آلودگی ای که هر سال هزاران کودک و شهروند تهرانی را دچار بیماری های تنفسی می کند.
با توجه به اینکه مساله دستکاری در طبیعت و موضوعات سیاسی-اجتماعى و اقتصادی ناشی از این دستکاریها از اهمیت ویژه ای در میان هنرمندان جوان ایران برخوردار است دوره ششم پرسبوک به موضوع انترپسین اختصاص داده شده است. هنرمندانی که کارشان در این نمایشگاه گنجانده شده–اعم از منتخب و مدعو– فقط به بازنمایی طبیعت اکتفا نکرده اند، بلکه به معضلا ت ناشی از دخل و تصرف انسان در محیط زیست منطقه هم پرداخته اند. آنها در آثارشان به مسائل مختلفی از جمله یادآوری روشهای پایدارسنتی و ارائه شگردهایی نوین برای جلب توجه مخاطبان به اهمیت حفظ و بازپروری منابع طبيعى مناطق متعدد فلات ایران و خاور میانه پرداخته اند. بدین سان نمایشگاه امسال پرسبوک بهانه ایست است برای ایجاد بحث و تامل در باب موضوع انترپسین.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *